X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
هو الصمد
  « دیروز برای فردا »
جمعه 21 اردیبهشت 1386
حدیث

قال رسول الله صل الله علیه وآله :

من ورع عن محارم الله فهو اورع الناس

کسی که از محرمات دوری کند از با ورع ترین  افراد خواهد بود

حدیث هفته

.............................................

شفا یافتن راننده تاکسی

آقای علی اکبر رضا بابیی راننده تاکسی قم، شرح توسلش را به حضور امام عصر (علیه السلام) چنین نقل کرد:
« حدود سال 1357 شمسی، یک شب از خواب بیدار شدم احساس درد شدیدی در پهلو نمودم به نحوی که از فشار درد، پهلویم نزدیک به پاره شدن بود.
به وسیله همسیگان به طبیب مراجعه کردم و چون درد را مربوط به ناراحتی کلیه تشخیص دادند به طبیب متخصص آقی دکتر چهراسن (میدان سعیدی) مراجعه نمودم.
پس از معینه گفتند:
« کلیه شما محتاج عمل جراحی است، الان مبلغ 20 هزار تومان بدهید تا نوبت بزنم 9 ماه دیگر عملت نمیم و تا ین مدت هم تحت کنترل خودم هستی، ناراحت مباش و چاره ی نیست جز عمل ».

از مطّب یشان بیرون آمدم و چون درد اذیت می کرد نزد سیر دکترها رفتم و هر کدام نسخه و دارو می دادند ولی نتیجه نگرفتم. میوس از اطباء به مسجد جمکران رفتم و با دلی شکسته خیلی ساده به آقا امام زمان عرض کردم:
« آقا! دکترها که کاری نکردند من هم نمی خواهم عمل کنم و از ین طرف بچه هی من به من احتیاج دارند که زحمت بکشم و نانی تهیه کنم خودت از خدا شفی مرا بگیر. من هم پنج نماز در ین مسجد می خوانم ».
بعد از توسل، روز به روز حالم بهتر شد تا کلاً مرضم رفع شد. »

دیدار یار

............................................

دو چشمم پیر شد کی خواهی آمد    ز دنیا سیر شد کی خواهی آمد     *    تمام لحظه‌هایم آی ای عشق    سیه چون قیر شد کی خواهی آمد    *    برای آنکه در دستش بگیری      جهان شمشیر شد کی خواهی آمد   *     دل خورشیدیم مولای موعود       به شب زنجیر شد کی خواهی آمد   *    به تسبیح تو شعرم ناله سر داد     عجب دلگیر شد کی خواهی آمد

یوسف مجردی ـ‌سیستان و بلوچستان

نجات از دشمن

نقل فرموده اند که مرحوم شیخ محمد حسین قمشه اى مزبور، عازم زیارت ائمه طاهرین که در عراق مدفونند مى شود،الاغى تندرو مى خرد و اثاثیه خود را که مقدارى لباس و خوراک و چند جلد کتاب بود در خرجین مى گذارد و بر الاغ مى بندد، از آن جمله کتابچه اى داشته که در آن مطالب مناسب و لازم نوشته بود و ضمنا مطالب منافى با تقیه از سب و لعن مخالفین در آن نوشته بود.
پس با قافله حرکت مى کند تا به گمرک بغداد وارد مى شود، یک نفر مفتش با دو نفر ماءمور مى آیند، مفتش مى گوید خرجین شیخ را باز کنید، تصادفا مفتش در بین همه کتابها همان کتابچه را برمى دارد و باز مى کند و همان صفحه اى که در آن مطالب مخالف تقیه بوده مى خواند. پس نگاه خشم آمیزى به شیخ مى کند و به ماءمورین مى گوید شیخ را به محکمه کبرى ببرید و تمام زوار را پس از جلب شیخ ، بدون تفتیش رها مى کند و خودش هم مى رود.
در سابق ، فاصله بین گمرک و شهر، مسافت زیادى خالى از آبادى بوده است آن دو ماءمور اثاثیه شیخ را بار الاغ مى کنند و شیخ را از گمرک بیرون مى آورند و به راه مى افتند.
پس از طى مسافت کمى ، الاغ از راه رفتن مى افتد به قسمى که براى دو ماءمور، رنجش خاطر فراهم مى شود، یکى به دیگرى مى گوید خسته شدم ، این شیخ که راه فرار ندارد من جلو مى روم تو با شیخ از عقب بیایید.
مقدارى از راه را که پلیس دوم طى مى کند، بالاخره در اثر حرارت آفتاب و گرمى هوا او هم خسته و تشنه و وامانده مى شود،به شیخ مى گوید من جلو مى روم تا خود را به سایه و آب برسانم تو از عقب ما بیا جوج به ما ملحق شو.
شیخ چون خود را تنها و بلامانع مى بیند و خسته شده بود سوار الاغ مى شود، تا سوار مى شود، حال الاغ تغییر کرده دو گوش خود را بلند مى کند و مانند اسب عربى با کمال سرعت مى دود تا به ماءمور اول مى رسد، همینکه مى خواهد بگوید بیا الاغ راهرو گردید تو هم سوار شو، مثل اینکه کسى دهانش را مى بندد جوج چیزى نمى گوید، با سرعت از پهلوى پلیس مى گذرد و پلیس هم هیچ نمى فهمد، شیخ مى فهمد که لطف الهى است و مى خواهند او را نجات دهند تا به پلیس دوم مى رسد، هیچ نمى گوید او هم کور و کر گردیده شیخ را نمى بیند و پس از عبور از ماءمور دوم ، زمام الاغ را رها مى کند تا هرجا خدا مى خواهد الاغ برود، الاغ وارد بغداد مى شود و بى درنگ از کوچه هاى بغداد گذشته وارد کاظمین 8 مى شود و در کوچه هاى شهر کاظمین مى گردد تا خودش را به خانه اى که رفقاى شیخ آنجا وارد شده بودند رسانده سرش را به در خانه مى زند.
پس از ملاقات رفقا، بزودى از کاظمین بیرون مى رود و خداى را بر نجات از این شرّ بزرگ سپاسگزارى مى کند
 

داستانهای شگفت

...................................................................

 

امیدوارم سر سالم به گور ببرم!

استاد ما مرحوم حاج محمّد حسین اصفهانى مال و ثروت پدر خود را به علم و اهل علم داد،و با آن همه مقامات علمى، مرجع نشد تا این که وفات کرد! در حالى که در شدّت احتیاج و سر تا پا قرض بود! یکى از شاگردانش صد و پنجاه روپیه از ایشان طلبکاربود و شاید دوستانش دلشان به حال ایشان مى‏سوخت. با آن همه ریاضات و زهد و مقامات علمیّه، از یکى از شاگردانش شنیدم که در راه منزل فرموده بود: امیدوارم، سر سالم به گور ببرم!
این کلام ایشان هیچ مناسب نیست با خیالاتى که درباره‏ى ایشان مى‏کردند که طالب ریاست است. روزى که دندانش را کشیده بود و خون زیاد از آن مى‏آمد، بنده از خودش شنیدم که فرمود: اى کاش، دندان طمع از دنیا را کشیده باشم!

آیة الله بهجت

..................................................................

سؤ ال :
مشاهد شده حضرت مستطاب عالى اشارات زیادى در خصوص ‍ مناجات شعبانیه و ... داشته اید استدعا دارد بفرمائید چرا بخش عمده اعمال عبادى ماههاى رجب و شعبان را این ادعیه تشکیل مى دهد آنگاه پیرامون آثار وضعى و تاءثیرات روحى دعا در تکوین شخصیت معنوى و عرفانى افراد راهنمائى لازم را مبذول فرمائید؟

جواب

این دعاهائى که از ائمه ما وارد شده است مثل دعاء کمیل ، مثل مناجات شعبانیّه : دعاى حضرت سید الشهداءعلیه السّلام دعاى "سمات " اینها چه جور انسان را درست مى کنند. در روایت است که دعاى شعبانیّه را همه ائمه مى خوانده اند. من در سایر ادعیه ندیدم که اینطور تعبیر شده باشد که همه ائمه مى خوانده اند. ... این ادعیه انسان را از این ظلمت بیرون مى برد، وقتى که از این ظلمت بیرون رفت انسانى مى شود که کار مى کند امّا براى خدا، شمشیر مى زند براى خدا، مقاتله مى کند براى خدا، قیامش براى خدا است .
دور کردند مردم را از ادعیه و کتب دعا! یک وقت آتش مى زدند (کتب دعا را!) آن مرد خبیث ((کسروى )) یک روزى داشت که روز آتش سوزى بود! که کتاب هاى عرفانى و کتاب هاى دعا را مى گفتند مى آوردند و آن روز آتش ‍ مى زدند! اینهاى نمى فهمند ((دعا)) یعنى چه ؟ تاءثیر دعا را نمى دانند که در نفوس انسان ها چیست ؟ نمى دانند که همه خیرات و برکات از همین دعا خوان ها است ، از همین ها است که با صداى ضعیف دعا مى خوانند و ذکر خدا مى گویند، (خواندن ) همین دعاها بطور طوطى وار هم که هست در آنها تاءثیر کرده و بهترند از آنها که تارک آن (دعاها) هستند. نماز خواندن ولو اینکه یک مرتبه نازله اى را هم داشته باشد از آن نماز نخوان بهتر است ، مهذّب تر است ، او دزدى نمى کند، پرونده هاى جنایت را شما بررسى کنید ببینید چقدرش مال طلبه است ، چقدرش مال غیرطلبه ؟
آنکه مى گوید ما دعا نمى خواهیم قرآن را هم نمى خواهد، یعنى قرآن را هم قبول ندارد. (در قرآن مى فرماید) "ادعونى استجب لکم " مرا بخوانید، دعا کنید، ان شاءالله خداوند ما را از اهل دعا و اهل ذکر و اهل قرآن قرار دهد.
ائمه طاهرین علیهم السّلام بسیارى از مسائل را با لسان ادعیه بیان فرموده اند، لسان ادعیه با لسانهاى عادى که آن بزرگواران داشتند و احکام را بیان مى فرمودند خیلى فرق دارد. اکثراً مسائل روحانى ، مسائل ماوراء طبیعت ، مسائل دقیق الهى و آنچه را مربوط به معرفة اللّه است با لسان ادعیه بیان فرموده اند ولى ما ادعیه را تا آخر مى خوانیم و متاءسفانه به این معانى توجه نداریم و اصولا نمى فهمیم چه مى خواهند بفرمایند.
همین ادعیه بودند که اشخاص وقتى که ادعیه را مى خواندند قوت روحى پیدا مى کردند و سبکبار مى شدند و شهادت براى آنها هیّن و آسان مى شد. این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشى است که انسان به حسب قلب خودش مى کند براى اینکه مهیا بشود برود میهمانى ، میهمانى خدا، مهمانى اى که در آنجا سفره اى که پهن کرده است قرآن مجید است و محلى که در آنجا ضیافت مى کند مهمش ‍ ((لیلة القدر)) است و ضیافتى که مى کند ضیافت تنزیهى و ضیافت اثباتى و تعلیمى ، نفوس را از روز اول ماه مبارک رمضان به روزه ، به مجاهده ، به ادعیه مهیا مى کند تا برسند به آن سفره اى که از آن باید استفاده کنند و آن ((لیلة القدر)) است که قرآن در آن نازل شده است . این ضیافت الهى انسان را منقلب باید بکند از این جهت حیوانى به آن جهت واقعى ، انسانى ، از آن ظلمت هائى که اطلاع به آن داریم منقلب کند انسان را به آن نورهائى و آن نورها و نور مطلقى که همه عالم تبع اوست .
این دعاهائى که در ماه ها هست ، در روزها هست خصوصاً در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان اینها انسان را همچو تقویت روحى مى کند اگر کسى اهلش باشد ماها که نیستیم ، همچو تقویت روحى مى کند و همچو راه را براى انسان باز مى کند و نورافکن است براى اینکه این بشر را از این ظلمت ها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه آساست .
آن که سبکبار مى کند انسان را و از این ظلمتکده مى کشد او را بیرون و نفس را از آن گرفتارى ها و سرگشتگى هائى که دارد خارج مى کند این ادعیه اى است که از ائمه ما وارد شده اند... این ادعیه مهیا مى کنند این نفوس را براى اینکه این علائقى که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علائق ،این گرفتارى هائى که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است ، متحیر کرده است ، نجاتش بدهند و آن راهى که راه انسان است ببرند، راه هاى دیگر راه انسان نیست ، صراط مستقیم راه انسانیت است .
هر عملى اولش فکر است . هر کارى اولش تفکر و تامل در اطراف کار است . اگر ما در روحمان ضعف باشد، نمى توانیم کارى بکنیم ، روح را قوى کنید، قلب خودتان را قوى کنید، به خدا منقطع بشوید. اینهمه ادعیه اى که وارد شده است و همه را دعوت کرده است به اینکه ... به خدا بکنید براى اینکه او مرکز قدرت است . اینهمه دعوت شده است که به کس دیگرى غیرخدا متشبث نشوید، براى اینکه به شما تزریق کنند قوت را، که شما یک پشتوانه عظیم دارید و او خداست . کسى که خدا را دارد، از چه باید بترسد؟

چهل سوال عرفانی از امام ( ره )

......................................................

خلیفه و کنیزک مرده

یزید بن عبدالملک خلیفه اموى کنیزکى داشت بنام چپابه که سخت به او عشق مى ورزید. یکبار براى گردش و تفریح به همراه کنیزک به اردن رفت و روزى در آنجا خلیفه نشسته بود و کنیزک سر بر دامن او نهاده بود و خلیفه همچنانکه مشغول خوردن انگور بود دانه هایى نیز به همان کنیزک مى انداخت و او مى خورد ناگاه یکى از دانه هاى انگور در ناى او رفت و کنیزک از دنیا رفت . خلیفه عاشق همچنان کنیزک را در دامن داشت . اجازه نمى داد پیکر او را به خاک بسپارند و سه روز متوالى اینکار ادامه داشت و خلیفه همچنان به بوسیدن و بوئیدن کنیزک مرده مشغول بود تا اینکه لاشه کنیزک گندید و برادر خلیفه از او رخصت به خاک سپردن را گرفت .
اما پس از اینکه کنیزک به خاک سپرده شد خلیفه باز آرام نگرفت قبر را شکافت و مدت هفت شبانه روز از اندوه او در خانه نشست و هیچکس را نپذیرفت و به گریه و زارى مشغول بود تا اینکه سرانجام چند روز بعد، از غصه کنیزک ، خود نیز رهسپار دیار فنا گردید

گفتنیهای تاریخ

..................................................

از غذاى حرام دورى گزینید

رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمودند:
هر که لقمه اى از حرام بخورد، تا چهل شب نمازش مقبول نگردد و تا چهل روز دعایش مستجاب نشود و هر گوشتى که از حرام بروید، آتش به آن سزاوارتر باشد.
بحارالنوار، ج 66، ص 314

چگونه بخوریم تا سالم بمانیم


   1       2       3       4       5       ...       97    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
آماربازدیدکنندگان